![]() |
![]() |
|
| این وبلاگ توسط بچه های ادبیات برنامه ریزی شده ...ورودی84 |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 22:38 توسط انجمن ادبی |
|
|
بوی محرمش میاد خیمه و پرچمش میاد فرشته از تو آسمون برای ماتمش میاد رقیه دخترش میاد صدای مادرش میاد تشنگی با لبش میاد حسین با زینبش میاد شاهزاده ی جون میاد عباس پهلون میاد یه طفل زیبایی میاد صدای لالایی میاد مسافرای کربلا دارن دارن میرن به مهمونی دلو بزن به غافله اگه می خوای جانمونی
بردارچراغ و پرچمو اثبا بای محرمو ..... بگیررو دوشت علمو دیونه کن یه عالمو توی صف زنجیر زنا آقا تما شات می کنه اگه یه قطره عاشقی وصل به دریات میکنه کنار هر سقا خونه به تشنه ها آب بنوشون بچه های کوچولورو لبا س سقا بپوشون بازم یه محرم دیگه از راه رسید... چقدر سعادت نصیبمون می شه تو این مهمونی بتونیم حضور داشته باشیم و خالصانه برای حسین اشک برزیم برای حسین ... برای رقیه...برای زینب... برای خودمون برای دلمون ... برای تمام دردایی که توسینمون نهفته اس به جز خدامون کسی از اونا خبر نداره (من یه بنده ی گناه کار و روسیاهم از تمام شما مهربونا که قلباتون پاکتراز یه قطره اشک خواهش میکنم تو این شبای عاشقی منو فراموش نکنید............ التماس دعا) |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 12:53 توسط انجمن ادبی |
|
|
در سکوت فصل یخبندان من دست گرمی نیست دردستان من دست احساسی که تا شاید نهد مرهمی بر درد بی درمان من شاخه ای ازابردر پلکم شکست رود طغیان کرد با باران من کاروان غم ... دمی اتراق کن راه دوری نیست تا پایان من تاب خواهد خورد با آهنگ باد قامت بر دار آویزان من ریشه ام پوسید در اندوه زرد برگ سبزی نیست دردیوان من
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 20:52 توسط انجمن ادبی |
|
|
صدای بی صدای گریه های من در این سکوت و
تاریکی شب به اوج آسمان ها رسیده است
(مهرک مروی) |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 22:52 توسط انجمن ادبی |
|
|
با واژهای ناب
در معبد خیالی خود
ساختم تو را |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 22:40 توسط انجمن ادبی |
|
|
کاش آن آیینه ای بودم من که به هر صبح تو را میدیدم می کشیدم همه اندام تو را در آغوش سرو اندام تو با آن همه پیچ آن همه تاب آنگه از باغ تنت می چیدم گل صد بوسه ی ناب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384ساعت 14:51 توسط انجمن ادبی |
|
|
بدنبال کسی نگرد که بتوانی با او زندگی کنی بدنبال کسی باش که نتوانی بدون او زندگی کنی |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم دی 1384ساعت 10:59 توسط انجمن ادبی |
|
|
من اگه هنوز می خونم واسه خاطر دل توست شعرمن صدای غم نیست همصدای حسرت توست عزیزم ... اگه خزونم واست از بهار می خونم تو رو تنها نمی زارم گرچه تنها جا می مونم اگه تو شبای سردت با خودت تنها می شینی اگه هم صدای اشکی واسه آرزوی بر باد من برات می خونم ای گل نو بهار و نبر از یاد همه دلخوشیم به اینه که تو یادت موندگارم گر چه عمریه تو این دشت یه خزون ... بی بهارم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم دی 1384ساعت 14:54 توسط انجمن ادبی |
|
|
اگر می خواهی
دوستت بدارند دوست بدار و دوست داشتنی باش
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 13:56 توسط انجمن ادبی |
|
|
آخرین روز دوست داشتن تو نزدیک است در دست قلمی برای نوشتن یکی از آخرین شعر هایی که منحصرا برای تو ست دردم همچون پاییز رنگ می بازد و زمستان فصل سختی است برای دلتنگ کسی بودن آخرین برگ امروز افتاد اولین برف امشب خواهد بارید
چه فرق میکند امشب و یا شبی دیگر بدون روی تو هر شب برای من یلداست (یلدا مبارک) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 14:48 توسط انجمن ادبی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام...
به وبلاگ بروبچه های رشته ی زبان و ادبیات پارسی دانشگاه سراسری سمنان خوش اومدید |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |
| پیوندها |
|
کلبه دوست وصف عشق |
|
RSS
|